تصاویری از گوشه و کنار جهان

























o_o

























رفیق من سنگ صبور غم ها به دیدنم بیا که خبلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی پیر شدم پیر تو این جوونی
تنهای بی سنگ و صبور خونه سرد و سوت و کور
تو شبات ستاره نیست موندی و راه چچاره نیست
اگر که هیچکسی نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاا قت بیارو مرد باش
((من كه دخترم شكار كنم))لوول
2- استفاده بدون هماهنگي از زن کردي
3- ترويج بي حجابي ...
شعر اصلاح شده :
اتل متل صلوات ، گاو حسن زده قات ، هم دست داره هم آستين ،
شيرشو بردن فلسطين ، بگير زن مسلمان از حزب ا... لبنان ،
اسمشو بذار حکيمه که چادرش ضخيمه
تو نكنه رفتي به خواستگاري
خب ببينم كيه ؟ موهاش بلنده ؟
توي خيابون بي صدا مي خنده ؟
چشاش چه جوره ؟ روشنه ؟ كشيدس
يقين دارم كه شبيه سپيدس
دساش چي ؟ جنس دستاش از بلوره ؟
تو صورتش يه چيزي مثل نوره ؟
ابروش چي ؟ حتما ابرواش كمونه
اخلاق و رفتارش چي ؟ مهربونه ؟
چه رنگيه ؟ گندمي يا سفيده ؟
چقدر دوس داري تبت شديده ؟
كجا ديديش ، تو محل كارت؟
اون چي ، مثل نو شده بي قرارت ؟
راستي مژش چي ؟ خيلي بر مي گرده ؟
همونه كه تو رو ديوونه كرده ؟
راستي موهاش چه رنگيه ؟ طلايي ؟
يا رنگي مثل رنگ بي وفايي ؟
قدش به قدت مي خوره عزيزم ؟
بردارم اسفند براتون بريزم ؟
خب عزيزم منو خبر مي كردي
با گريه هام گلويي تر مي كردي
ترسيدي من آه بكشم يا نفرين ؟
رد شه همون دقيقه مرغ آمين
من تو رو نفرينت كنم ؟ نميشه
هنوز دوست دارم مث هميشه
تازه اگه دعاها مستجاب بود
قصه ي ما حالا توي كتاب بود
خلاصه كه يه جمله مي نويسم
با بارون
پلكاي سرخ و خيسم
اگه دعاهاي منو مي خوندن
به جاي اون منو پيشت مي شوندن
تا وقتي كه كلاغ نره به خونه
اين آرزو توي دلم مي مونه
نه دیگه واسه تو مثل تو دلتنگ بودم
بچه بودم تو نبودی شبا زود خوابم می برد
دل کوچیکم فقط غصه بازی رو می خورد
بچه بودم چه قدر صاف و روون می خندیدم
خوبیش این بود که ازت نمی خوامت نمی شنیدم
بچه بودم همه ام مثل خودم بچه بودن
نرم و ساده مث خاکای توی باغچه بودن
بچه بودم خبر از تو خبر از دروغ نبود
سر فکرای پریشون انقدر شلوغ نبود
بچه بودم همه چی درست می شد ، سخت نبود
هیچکی اندازه ی من اونروزا خوشبخت نبود
بچه بودم دلمو هنوز کسی نبرده بود
هنوزم خدا اونو دست خودم سپرده بود
بچه بودم قدرمو زمونه بیشتر ی دونست
کوچمون حالا منو از تو که بهتر می دونست
بچه بودم کسی بیخود منو اذیت نمی کرد
مث تو میون بازیا خیانت نمی کرد
بچه بودم کسی مثل تو باهام بد نمی شد
بی توجه از کنار رؤیاهام رد نمی شد
بچه بودم نبود اون کسی که بهم راس نمی گفت
مث تو هیچکی بهم هر چی دلش خواس نمی گفت
بچه بودم عالمی بود آخه عاشق نبودم
از دس چشمای تو ، تو حسرت دق نبودم
بچه بودم بدون هیچ غصه ای رفتم شمال
لب دریا خونه های ماسه های ، بوی بلال
بچه بودم توی قایق بی تو خیلی خوش گذشت
دنیا رو کاش می دادم سالای رفته بر می گشت
بچه بودم خبر از خواهش و التماس نبود
لا به لای دفترام ، جز دو تا برگ یاس نبود
بچه بودم عکس تو باعث دردسر نشد
جز تو هیچکی باعث رفتن به سفر نشد
بچه بودم انقدر از سادگیا دور نبودم
واسه گوش دادن به تو ، انقدر مجبور نبودم
بچه بودم کسی مثل تو منو رنج نداد
برد و باخت تلخ ما مزه شطرنج نداد
بچه بودم دلم از هیچکسی ناراضی نبود
فکر و ذکرم پیش هیچ چیزی به جز بازی نبود
بچه بودم آسمون یه عالمه ستاره داشت
غصه مون هر چی که بود یه دنیا راه چاره داشت
بچه بودم و قهر و آشتیم روی هم لحظه نبود
اخم و دردم واسه حرفی که نمی ارزه نبود
بچه بودم بیشتر از این زمونا در می زدن
اونروزا بزرگترا بیشتر به هم سر می زدن
بچه بودم قلبای تو دفترم حقیقی بود
روی دفتر خاطراتم عکس جوجه تیغی بود
بچه بودم چقدر شعرای خوب بلد بودم
کندن اسما رو رو درخت و چوب بلد بودم
بچه بودم چشم تو در به درم نکرده بود
اونروزا فکر و خیالت ، خبرم نکرده بود
بچه بودم روزای هفته شبیه هم نبود
حواسم پهلوی اینکه چی بهت بگم نبود
بچه بودم شادی پر بود تو دل بادکنکم
آخر اون روزا کسی بود که بیاد به کمکم
بچه بودم غروبا بوی غریبی نمی داد
کسی هدیه به کسی ساعت جیبی نمی داد
بچه بودم اگه مثل حالا مجنون می شدم
از بزرگ شدن واسه ابد پشیمون می شدم
باز باران
با ترانه
با گوهر های فراوان
می خورد بر بام خانه
من به پشت شيشه تنها
ايستاده :
در گذرها
رودها راه اوفتاده.
شاد و خرم
يک دوسه گنجشک پرگو
باز هر دم
می پرند اين سو و آن سو
می خورد بر شيشه و در
مشت و سيلی
آسمان امروز ديگر
نيست نيلی
يادم آرد روز باران
گردش يک روز ديرين
خوب و شيرين
توی جنگل های گيلان:
کودکی دهساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب...
امروز با یه لینک جالب اومدم
شما میتونید با استفاده از لینک زیر اسم خودتونو
به هر شکل که خواستید در بیارید
نمیتونم بیشتر از این توضیح بدم خودتون
ببینید:
اینم یه آف خیلی جالب هر چند قدیمی![]()
Yقبل از ازدواج 0 0 0 مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم. Y
Yزن: ميخواهى من از پيشت برم؟ Y
Y مرد: نه! فکرش را هم نکن. Y
Yزن: منو دوست داري؟ Y
Y مرد: البته! Y
Y زن: آيا تا حالا به من خيانت کردي؟ Y
Yمرد: نه! چرا چنين سوالى ميکني؟ Y
Yزن: منو مسافرت ميبري؟Y
Yمرد: مرتب!Y
Yزن: آيا منو ميزني؟Y
Yمرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم! Y
زن: ميتونم بهت اعتماد کنم؟ 0 0 0 بعد از ازدواج همين متن را اين دفعه از پائين به بالا
بخوانيد.
YYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYY